خرید بک لینک
پشیمانم!!! پشیمانم برای تک تک لحظه های گرانبهای عمرم که سپری شد و استفاده نکردم، پشیمانم برای تمام لحظ های عمرم که با حس تنفر نسبت به خودم سپری شد، پشیمانم برای کارهایی که می توانستم انجام دهم اما به خاطر ترس از قضاوت دیگران انجام ندادم، پشیمانم برای تمام تجربه های که می توانستم کسب کنم و به خاطر ترس از انتقاد دیگران شهامت به دست آوردن آن را نداشتم، پشیمانم برای بی اعتنایی که نسبت به قضاوت شدن توسط دیگران میتوانستم داشته باشم و انجام ندادم، پشیمانم برای تمام این سال هایی که می توانستم خودم باشم و خودم نبودم، پشیمانم برای هزاران و هزاران گوهر دیگری که

برچسب: داوری و قضاوت,پیش داوری و قضاوت,تفاوت داوری و قضاوت,پیش داوری و قضاوت عجولانه,داوری قضاوتی, نویسنده: شیدا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 16:49

سالها با اضطراب اجتماعی روبرو بودم همیشه از اجتماع فرار می کردم از زندگی لذت نمی بردم چون همیشه به دنبال این بودم که بقیه در مورد من چی فکر می کنند چه قضاوتی می کنند پشت سرم چی می گویند و .... خلاصه اینکه از همه آدمها فراری بودم هر روز تصمیم می گرفتم که دیگه اضطراب نداشته باشم اما نمیتونستم. شبها دراز می کشیدم و به جای اینکه بخوابم وقایع روزانه را مرور می کردم که ادم ها در مورد من چی فکر کرده اند و چی گفته اند. همیشه در دنیای خودم تنها بودم و گوشه گیری و خلوت را ترجیح می دادم. به مهمانی و عروسی نمی رفتم و اگرم علیرغم میلم می رفتم یک گوشه مینشستم و لحظه

برچسب: نویسنده: شیدا رستمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 6:31

قصد دارم در مورد یکی از بدترین کاتالیزورهای اضطراب اجتماعی بنویسم و آن فرار از شرایط اضطراب آور است. ادمهایی که اضطراب دارند همیشه میخواهند از صحنه فرار کنند و این بدترین کار ممکن است. از زندگی خودم می گویم هنگامی که به مهمانی میرفتم فقط از لحظه ورود به مهمانی تا لحظه خروج فقط به یک چیز فکر میکردم و آن هم این بود که کی مهمانی تمام میشود و من از این وضعیت خلاص می شوم، سر کلاس درس به جای توجه به مطالب درسی به این فکر می کردم که اگه از من سوال بپرسند چکار کنم و لحظه شماری میکردم تا کلاس درس تمام شود، در بین دوستام همیشه میخواستم نگاه ها به من جلب

برچسب: شرایط فرار از ایران,شرایط فرار از سربازی,شرایط فرار از خدمت,شرایط فرار از دین,شرایط فرار از مهریه,شرایط فرار از روزه, نویسنده: شیدا رستمیان تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 6:30

صفحه بندی